نقد کتاب از ابراهیم خندان. نقل از سایت کتاب هفته:
http://www.ketabehafteh.com
ناشرى متخصص و متعهد به كار و تخصص خود، مترجمى كه استاد مسلم رشته خود است و اثرى خوب و جاافتاده، همه دست به دست هم مىدهند تا يكى از معدود كتابهاى علمى عمومى موفق را به بازار نشر روانه كنند؛ كتابى كه در اين بداقبالى كتابهاى علمى آنقدر شانس داشته است كه چاپ نهم آن با شمارگان پنج هزار جلد روانه بازار شود.
كتاب نجوم به زبان ساده نوشته مايردگانى با ترجمه دكتر خواجهپور از انتشارات مؤسسه گيتاشناسى، كتابى است كه بندرت مىتوان ايرانى علاقمند به نجومى را يافت كه آن را مطالعه نكرده باشد و فعاليت و دانشاندوزى در حيطه اخترشناسى را با آن آغاز نكرده باشد. بسيارى از مدرسانى كه به آموزش نجوم در كشور مشغولند، اين كتاب را به عنوان متن اصلى درس خود انتخاب كردهاند يا به آن استناد مىكنند.
مجموعه كتابهاى انتشار يافته توسط انتشارات گيتاشناسى اگرچه اندكند ولى هميشه قابل استناد و خوب بودهاند .
مترجم كتاب آقاى دكتر محمدرضا خواجهپور يكى از معدود اساتيد دانشگاهى است كه هم قلمى روان دارد و هم به ترويج و گسترش علوم در جامعه علاقهاى خاص دارد.
وى تاكنون كتابهاى زيادى را به مشتاقان دانش اخترشناسى در ايران معرفى كرده است كه از آن جمله همين كتاب است.
با تمام اين تفاصيل با ديدن كتاب و خواندن شناسنامه و مقدمه آن و همچنين تورقى در متن كتاب، سؤالى بزرگ و دريغى بزرگتر در ذهن و قلب خواننده شكل مىگيرد.
از مقدمه ترجمه، بخشى را با هم بخوانيم: «تاريخ آخرين ويرايش متن اصلى كه ترجمه از روى آن صورت گرفته سال 1976 است.«
بد نيست نگاهى هم به شناسنامه كتاب بياندازيم كه تاريخ اولين چاپ را سال 1369 اعلام مىكند.
اگر به گفته مترجم استناد كنيم اطلاعات اين كتاب مربوط به بيست و شش سال پيش است و اگر ملاك را تاريخ اولين چاپ در نظر بگيريم، اطلاعات ارائه شده در كتاب متعلق به دوازده سال پيش است. از آن تاريخ تاكنون اگر چه تغيير ماهوى در علم نجوم به وجود نيامده است ولى دانستههاى بشر درباره جهان پيرامون آنقدر گسترده شده است كه باورنكردنى است.
زمانى بزرگترين تلسكوپ جهان، تلسكوپ مشهور مونت پالومار بود كه قطر آينه اصلى آن پنج متر بود و در زمان خود جزء عجايب فناورى بود ولى امروزه اين تلسكوپ اگرچه هنوز در حال كار است ولى از آن به عنوان يك عتيقه نام برده مىشود. امروز تلسكوپهاى بزرگ هشتمترى و دهمترى و بزرگتر كه در كشورهاى مختلف در حال بهرهبردارى، به ابزارهايى شناختهشده و معمول تبديل شدهاند. اطلاعات ما از زمانى كه فضاپيماهاى وايكينگ يك و دو بر روى سطح مريخ نشستند (1976 م) تاكنون نسبت به اين سياره بسيار زيادتر شده است.
سياره مشترى اسرار زيادى از خود را در طى اين دوازده سال براى ما بازگو كرده است و تلسكوپ فضايى هابل افق ديد ما را آنقدر گسترش داده است كه به جرأت مىتوان ادعا كرد همانند كورى بوديم كه بينايى خود را به وسيله اين تلسكوپ باز يافتهايم .
اين بينايى باعث شده است كه فرضيات جديدى شكل بگيرد يا از فرضيات قديم در كيهانشناسى و اختر فيزيك عدهاى مردود و عدهاى ديگر تأييد شوند.
بيست و شش سال يا حتى دوازده سال امروز واقعاً زمانى طولانى است. زمانى كه تحولات هر روزه علم و فناورى براستى غيرقابل چشمپوشى است. در دنياى امروز كتابهايى كه در زمينه علوم و فناورى نوشته و منتشر مىشوند، عمرى طولانى ندارند و تقريباً هر چهار يا پنج سال يك بار در آنها تجديدنظر كلى صورت مىگيرد. حتى اگر اين كتابها در حوزههايى تأليف شوند كه در آن باره تغييرى را شاهد نبودهاند، باز مؤلف و ناشر با تغييراتى در ويرايش و گرافيك كتاب سعى مىكنند حتى در ظاهر هم كه شده ظاهر كتاب را روزآمد نگاه دارند.
تمام اين گفتهها براى اين است كه بگوييم متأسفانه اين كتاب ارزشمند دچار بىمهرى بزرگى چه از جانب مترجم و چه از طرف ناشر شده است. چاپهاى اوليه كتاب در دو مجلد منتشر مىشد كه جلد اول آن در برگيرنده مفاهيم اوليه اخترشناسى بود و جلد دوم هم به شناخت منظومه شمسى مىپرداخت. در انتهاى هر جلد يك واژهنامه فارسى به انگليسى و انگليسى به فارسى و يك نمايه وجود داشت. علاوه بر آن بخشها، ضميمههايى در انتهاى هر جلد قرار داشت.
در چاپهاى جديد ناشر با حذف و ادغام كردن جلدهاى مقوايى كتاب، آن را در قالب يك كتاب تك جلدى منتشر كرد و فارغ از اين انديشه بود كه با يكى كردن دو مجلد، آوردن نمايه و واژهنامه در وسط كتاب نشاندهنده بىسليقگى ناشر است و باعث سردرگمى خواننده خواهد بود.
بازنگرى در طرح جلد و صفحهآرايى و آرايش كلى كتاب مىتوانست تأثير خوبى در خوانندگان اين كتاب بگذارد و حداقل اين نكته را به ايشان القا كند كه ما خواستار تغيير هستيم ولى در تغيير محتوا دستمان خالى است؛ محتوايى كه با كمى صرف وقت و هزينه مىشد آن را روزآمد كرد. اين تغييرات هم در توان مترجم است و هم حجم آن به اندازهاى نيست كه موجب بازنويسى كتاب شود. حتى اگر مشغله مترجم و نداشتن وقت كافى وى را براى عدم تغيير در محتواى كتاب درست و بحق بدانيم از ناشر انتظار مىرفت كه با همكارى و معرفى مترجم، يك ويراستار جديد براى كتاب مىيافت. حداقل ناشر مىتوانست اطلاعات جديد را در قالب يك ضميمه بيست يا حداكثر چهل صفحهاى با قلم شخصى ديگر به انتهاى كتاب بيافزايد.
فكر مىكنم ناشر محترم خود واقف بر اين باشد كه كتابش به صورت غيررسمى در كشور به عنوان يكى از كتابهاى معتبر آموزشى در حيطه اخترشناسى درآمده است و اين نكته كوچكى نيست و شايد منحصر به فرد هم باشد و آنقدر ارزش دارد كه با كمى صرف وقت و هزينه بر اعتبار خود بيافزايد و يا حداقل آن را زير سؤال نبرد.
»نجوم به زبان ساده» با وضعيتى كه دارد در حال حاضر مانند همان تلسكوپ پنج مترى مونت پالومار است كه بايد آن را به موزه سپرد، اگر چه به خاطر نبودن رقيبى جدى و با وجود وضعيت نشر كتاب همچنان يكهتاز ميدان باشد!